دم عید
12 مارچ 2011 ۱ دیدگاه
در شخصی برچسبها: New Year, Norooz, عید نوروز
ساعت ۸:۲۰ صبح شنبهاس. یک هفته مونده به عید و منم طبق معمول این موقع از سال زدم دنده خلاص. در عین حالی که کلی کار دارم٬ کار عقب مونده٬ اما دست و دلم به هیچ کاری نمیره حتی خرید سوغاتی. برای خفه کردن صداهایی که تو سرم مدام اکو میشن و مثل اسپاگتی تو سرم میپیچن هی میرم وب گردی الکی.
سال به سال میگذره و با هر سال نو یه هدف نو برای خودم درست میکنم که هنوز به وسط سال نرسیده یادم میره چی بودن. نوشتن هم تاثیر نداره. از اونجایی که من کلن آدم گیجی هستم حتی اگه بنویسم یادم میره کجا نوشتم. یا حتی اصلن چیزی نوشتم که بعد بخوام فکر کنم کجا نوشتم! خلاصه مطلب اینکه خستهتون نکنم٬ راه کار ندید. پیدا نمیشود گشتهایم ما.
تمام سال پیش افتاده بودم به جون خودم وکشف لایههای تو در تویی که طی سالها زندگی بوجود آورده بودم. تمام کشوها و کمدهای مفزم رو خالی کردم وسط گود. مثل قدیما که مامان میفرستاد اتاقمو تمیز کنم. بعد که تمام محتوای کشوها و کمد ها وسط اتاق ریخته میشد تازه میشستم به مرور آنچه روی زمینه. مجلههای قدیمی٬ گل سری که هزار سال دنبالش بودم٬ تیکه کیک خشک شده که معلوم نبود از کی تو اتاقم سرگردان شده. و با مرور هر کدوم یاد خاطرهای تازه میشد. تمیز کردن اتاقم دو روز طول میکشید و تمیز کردن مغزم یک سال و نیمی هست که طول کشیده و هنوزم ادامه داره. اصلن فکرشو بکنید شما مدتهای مدید در کویر زندگی کرده باشید. اون کویر شما رو مطابق خودش شکل میده٬ مهارتهای لازم برای زندگی کویری رو به شما تحمیل میکنه. حالا با همون شکل و شمایل بیایید برید جنگل آمازون زندگی کنید خب سخته. شما هر چقدر کویر نورد خوبی باشید دلیل نمیشه که جنگل نورد خوبی هم باشید. حال منم کویر نوردیم که اومده جنگل آمازون. کویر نوردی که همینطوری تو کویر نوردیش مشکل داشته چه برسه به جنگل.
اما امسال فرق میکنه. امسال من میخوام اراده کنم شده یه تغییر کوچیک تو خودم ایجاد کنم. بیشتر بنویسم. نترسم از نوشتن از خونده شدن. نترسم از رد شدن یا نقد شدن. نترسم از ترک شدن یا ترک کردن. نترسم از اشتباه کردن چراکه راه کامل شدن پر از اشتباهه. کلن امسال سال نترسیدن منه و سال شنیدن و دیدن. یک هفته دیگه ایرانم پیش خانواده باز دورم پر میشه از آدم. آدمهایی که به نوعی بهم تعلق دارن یا بهشون تعلق دارم. چطوری این یک هفته رو دوام بیارم نمیدونم. سخته اما میگذره. میدونم.
مارچ 13, 2011 @ 19:51:13
salam azizam. booye ashenayi az neveshtehat miad.