Posted by: lahzeshomar on: مارس 10, 2009
خدا میشکند
دانه دانه
آینه هایی که در آنها
تصویر من پیدا بود
و من از سرمای تسلیم کرخ
گرمای امیدم به تو
می بخشم
و چشمانم می بندم
تو ای صیاد من
قبل از کشتنم کمی آب به من ده
و مسخ نگاه بی تابم مشو
.
.
.
من چه جذاب بی تابم
سلام فریاد سکوت به روز شد
http://faryadesokout.blogfa.com
مینا ارشدی
منتظر حضور گرم و پر مهرتان هستم.
افتخار بدید
آفرین امید وارم تا سال اینده اولین کتابت را به چاپ برسونی
مارس 11, 2009 در 2:11 ب.ظ
آفرین بر تو. داری یواش یواش شاعر میشی و از ماعر بودن در میایی!