Posted by: lahzeshomar on: مارس 10, 2009
خدا میشکند
دانه دانه
آینه هایی که در آنها
تصویر من پیدا بود
و من از سرمای تسلیم کرخ
گرمای امیدم به تو
می بخشم
و چشمانم می بندم
تو ای صیاد من
قبل از کشتنم کمی آب به من ده
و مسخ نگاه بی تابم مشو
.
.
.
من چه جذاب بی تابم
دیدگاههای اخیر